معصومانه

آنگاه
که معصومانه
چشم در چشمانم دوخته ای
برق چشمانت
بسان درخشش دشنه ای ماند
که ثانیه ها را به کمین نشسته
تا در گسست دیده ها
قلب عاشقم را
دریای خون سازد

 

 

/ 1 نظر / 13 بازدید
فروزان

در این اندیشه ام که پس از کذر سالها هنوز هم قلبت جایگاه ابدی عشق من است و به دیوار فاصله ای می اندیشم که بودنم را ندیدنی طولانی بدل ساخت فال آن روز هیچ تناسبی به عشق اتشینم نداشت و تو نگاه مرا به یغما بردی... میدانی؟[ناراحت]