بوسه ناتمام

غروب ستاره ی من نزدیک است

ان پهنه را بنگر...

وسعت بی ستاره ایست

و تو

به غروب ستاره ی خویش می اندیشی

و من هنوز

به کسی که دوستم دارد

یک بوسه بدهکارم

 

 

برای بارانم :

دلم گرفته

نمیدونم چی باید بخونم

اشکام پایین میاد رو گونم

شاید سرنوشت ما همین بود

بی تو من تنها بمونم

یه نگاه گرم عاشقانه

من تو تو اون هوای برفی

گذر ثانه های اخر

یه سکوت نه صحبتی نه حرفی

دلم گرفته

بازم یاد روزهای گذشته دارم می افتم

دوستت دارم هایی که من به تو میگفتم

دلم گرفته

دیگه نمیتونم من اینجا  اروم بشینم

تویی عزیزترینم..

صدای عقربه های ساعت

میگه فرصتی نمونده

شاید این بار اخر تو رو می بینم

کسی سرنوشتشو نخونده

وقتی گفتی خدانگهدار

تو رو بایه لبخند جا گذاشتم

اما تو نبودی تا ببینی

غیر گریه چیزی نداشتم

دلم گرفته

بازم یاد روزهای گذشته دارم می افتم

دوستت دارم هایی که من به تو می گفتم

دلم گرفته


 


/ 0 نظر / 5 بازدید