وقتی تو نیستی

وقتی تو هستی
 باران می بارد
 و زمان می میرد
 و من
 شکفته می شوم
 چون سوسن
 در جهان بدون زمان
 وقتی تو نیستی
 خطی کشیده می شود از سرب
 و سبز
 به شگرفی می گراید
 و زرد به خونابه
 اندوه ؟ نه
 ستاره ؟ نه
 ماه
 که چون
 خورشید گدازنده
بر گلوگاهم می ریزد
 گرمای جهان را
 تو نیستی
 تا من
 زنده بمانم
تا من
 شکفته شوم
 چون سوسن

/ 1 نظر / 4 بازدید
فروزان

باید بیایی تا ببینی که شکوفه ها پشت پنجره تنهایی یخ کرده اند باید دلم را بشکافی تا بیابی خودت را در هر ذره قلبم شکوفا موج زنان آوازه خوان با نبودنت هم شکوفا می شوم ولی دیر[دلشکسته]